|
|
در دهكده عشق زير تك درخت انتظار نشسته ام,برگهاي سياهش چتريست بر سرم,اي كاش مي شد رويش طوفان شادي از پشت ديوار غم مي آمد ويكباره ريشه درخت انتظار را از جا مي كند,قاصد تنهايي ام را به سوي تو پرواز دادم تا نامه پر از غم مرا به تو رساند,بر روي نامه گلبرگي از شقايق چسپاندم تا كه نامه داند خود را براي بي غمان پيدا نسازد,در زير باران اشكهايم خيس شده ام,كجايي تا لبخند نگاهت را چتري سازم بر سرم.

| ... چند واقعيت زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار هست ..... ياد تو تکرار هست
قلبتو وقت اومدن تو اسمون جا نذاری...
نری یه وقت پیدا کنی تو اسمون ستاره ای...
یه وقت با چشمات نبینم یه چشمک اشاره ای...
یه وقت نبینم خودت هم مثل ستاره ها بشی...
ستاره ای رو دیدی...روز و شب از خود بی خودی...
این زمینم واسه خودش یه اسمون رنگیه...
اسمونه این پایینا پر از ستاره سنگیه...
یه وقت از این ستاره ها گول نخوری ماه شبم...
اخه برای داشتنت همیشه در تاب و تبم...
می ترسم از دستت بدم اکه بری به اسمون...
|
|
|
|
|
موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط akbar teimori |
موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط akbar teimori |
گرچه سكوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد كمي با من حرف بزن
موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 9:17 بعد از ظهر توسط akbar teimori |