تبليغاتX
علی اکبر تیموری
گوناگون - هیجان -متنوع -همدلی... نشاط ...شادابی...



دست هایم را بگیر و مرا برای تماشای ستارگان محبتت به عرش ببر می خواهم آنها را بشمارم دست هایم را بگیر و مرا با نسیم مهربانیت آشنا کن می خواهم خنکی اش را بر روی گونه هایم حس کنم دست هایم را بگیر و لانه عشق را به من نشان ده می خواهم معشوقان واقعی را ببینم دست هایم را بگیر و درخشش قلب پاک لاله در آبی دریای ایثار را نشانم ده می خواهم پاکی قلبش را احساس کنم و در آخر دست هایم را بگیر و خانه قلبم را به من نشان ده چون می خواهم بر سر درش نام تنها معشوقم را

 

                                  پیام آب

يك پنجره براي ديدن يك پنجره براي شنيدن يك پنجره گه مثل حلقه چاهي در انتهاي خود به قلب زمين مي رسد وباز مي شود به سوي وسعت اين مهرباني مكرر آبي رنگ يك پنجره كه دستهاي كوچك تنهايي را از بخشش شبانه ي عطر ستاره هاي كريم سر شار مي كند.

 

                            سرعت

نمیگم که برام قدر یه دنیا عزیزی چون دنیا یه جایی تموم میشه... نمیگم که مثل گلی چون گل هم یه روز پژمرده میشه... نمیگم که سیاهی چشامت مثل شب پر ستاره است چون شب هم پایانی داره... نمیگم مثل آب پاک و زلالی چون آب همیشه پاک نمی مونه... نمیگم دوست دارم چون که........ من اصلا دوست ندارم

 

                         جواب برادر

 وقتي صدام مي کني آرزو مي کنم کاش کر بودم(تو که لال نمي شي)

                           دوپینگ

: اميدوارم امشب در عميق ترين لحظه ي خوابت احساس کني که: جيش داري!

 

: دخترها هر چقدر هم كه با هم فرق داشته باشن تو يه چيزي مشتركن....اونم اينه كه همشون ميگن كه با بقيه فرق دارن

 

 صولا آدما 3 دسته هستند: دسته اول، دسته دوم، و از همه مهمتر دسته سوم!

 

: امیدوارم در سال جاری پله های ترقی رو یکی یکی طی بکشید

 

midooni farghe to ba ezrayil chiye??? ezrayilo bebinam mimiram , vali age to ro nabinam mimiraaaaaaaaaaam

 

                                             سایت وب دوستان 

 همه ایران سرای من است.

با پوزش از شهرستانی های عزیز  فقط جهت مزاح وشوخی


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 9:3 بعد از ظهر توسط akbar teimori |


رشتیه کتاب مینویسه تموم که میشه صفحه اولش می نویسه:تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود!

                               ماشین عروس

: تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه!!!

                             نانسی

ترکه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه آقا شما ترکی؟ میگه آره. میگه برو صندلی جلو بشین!!!

 ترکا به دمپایی میگن نفر بر

به رختخواب میگن مازندران

به الاغ میگن ارزن

به سیم خاردار میگن دیوار آهنی

به مگس میگن پرویز

به خرمگس میگن پرویز ترکه

 

يه ترکه با بچه ش «گرگم به هوا» بازي مي کرده ؛ يهو جو مي گيردش بچه شو مي خوره...

 

 زرد است كه لبريز حقايق شده است سرد است كه با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه ميفهميدي پاييز بهاريست كه عاشق شده است

 

: و یعنی گل و جوانه، تو یعنی شعر و ترانه *** تو صدای گریه هامی تو شبای بی بهانه *** تو یعنی گرمی دستات، تو یعنی هرم نفسهات *** تو ترنم بهاری با طلوع رنگ چشمات *** تو یعنی چشمای روشن، تو یعنی حادثه من *** تو ستاره درخشان توی غربت شب من *** تو یعنی قطره دریا، تو یعنی امید فردا *** تو یعنی خاطره من تو شب بلند یلدا *** تو یعنی ترانه بی تو، تو یعنی شبانه بی تو *** تو یعنی هجوم غصه تو شبای سرد بی تو -

                                                

                                          هواداران تیم ملی

: به دیار دیگری میروم میروم که شاید کسی یادم کند... شاید به یاد من کسی گریه کند... شاید روزی که بفهمم کسی عاشقم هست... دیگر عاشق نباشم.... چون دیگر نخواهم بود.... برای کسی که هرگز یادم نکرد... برای کسی که هرگز یادم نکرد...

 

: بي معرفت شدي . محل نمي ذاري . اس ام اس نمي دي . خودت رو واسه من مي گيري . اين همه بي محلي واسه چي ؟؟ حالا خوبه كه فقط عكست رو چي توز هستش

 

 غضنفر ميره تلويزيون رو روشن ميكنه ميبينه كانال يك قران داره كانال 2 قران داره .... كانال 5 هم قران داره....سيم تلويزيون رو از برق در مياره بوسش ميكنه ميزاره بالا تاقچه

 

 تركه ميره خياطي ميگه: با اين پارچه برام يه كت و شلوار بدوز، فردا نيام بگي سوزنم شكست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نميخواد بدوزي، پارچه رو بده

 

تركه ميره خياطي ميگه: با اين پارچه برام يه كت و شلوار بدوز، فردا نيام بگي سوزنم شكست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نميخواد بدوزي، پارچه رو بده ...pashe..2all

 

 جايزه تبرك در قزوين ... يك سال استفاده رايگان از حميد

 

 

يه دختر خوشگل با مامن بزرگش مي ره پارچه بخره . دختره مي گه چند؟ فروشنده که هيز بوده مي گه 10تا ماچ دختره قبول مي کنه پارچه رو مي بره بعد دختره داد ميزنه مامان بزرگ بيا حساب کن!!!

 

قربون صدقه

 

زندگي چيست ؟ عشق است . عشق چيست ؟ بوسه است . بوسه چيست ؟ بيا جلو نشونت بدم

سایت وب دوستان 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط akbar teimori |